ورود استارتاپ در بورس! فرصت یا تهدید؟

۴۴۸ بازديد

عرضه سهام استارتاپ در بورس مانند اکثر موارد مرتبط با مدیریت صرفا فرصت یا صرفا تهدید نیست؛ اما مسیر پیموده شده توسط استارتاپ های بزرگ دنیا همچنین امتیازاتی که عرضه سهام در بازار بورس با خود به دنبال می آورد این آگاهی را به صاحب استارتاپ یا کسب و کار می دهند که عرضه سهام در بازار بورس اگر با منطق و اصول باشد احتمالا فرصت های زیادی را برای پروژه یا محصول یا… به دنبال خواهد آورد.

 

موانع عرضه سهام استارتاپ در بورس

بازار بورس تهران (ایران) هنوز دیدگاه سنتی دارد، یعنی ارزشگذاری شرکت ها بر اساس میزان سودی هست که شرکت ها در پایان سال مالی محقق می کنند و این در صورتی است که استارتاپ ها عموما در چند سال یا حتی ۱۰ سال اول فعالیت اصلا به دنبال سود آوری نیستند و بیشتر به دنبال بزرگ شدن و رشد کردن هستند.
در کنار مورد بالا مواردی چون نحوه عرضه یا حتی قیمت گذاری، عدم شفافیت حساب ها، قوانین مرتبط با استارتاپ ها و حتی شرکت های حوزه فناوری اطلاعات، نحوه تعامل کارآفرین اصلی و بنیانگذار با پروژه و … را باید جزو موانع اصلی عرضه ارستارتاپ در بورس عنوان کرد.

 

فرصت های عرضه سهام استارتاپ در بورس

عرضه سهام استارتاپ در بورس علاوه بر برندیگ بسیار عالی برای استارتاپ و پروژه می تواند جذب سرمایه و نقدینگی را نیز با خود به دنبال بیاورد. در عین حال بازار بورس به دلیل شفافیت بالا باعث می شود حساب و کتاب های کسب و کار و استارتاپ همیشه شفاف و روشن باشد.
در بازار بورس شرکت های سرمایه گذاری و سرمایه گذاران زیادی با استارتاپ آشنا می شوند و فرصت سهام داری برای آن ها فراهم می شود، حضور سهام داران عمده قدرتمند باعث می شود شرکت یا استارتاپ بتواند به پشتوانه این حمایت برنامه ریزی های بهتری برای ادامه کار داشته باشد.

 

ورود استارتاپ در بورس! فرصت یا تهدید؟

 

پیش نیاز عرضه سهام استارتاپ در بورس

طبق بررسی پیدایش مثل تمام تجارت هایی که با آن آشنایی دارید، عرضه سهام به بازار بورس نیز قانون و قواعد خودش را دارد، بورس می تواند همان بزنگاهی باشد که موجب ارتقا چشمگیر و درمقابل آن موجب سقوط یک کسب و کار باشد اگر قبل از اینکه با قاعده و قانون بورس آشنا شویم بخواهیم سهام استارتاپ را وارد بورس کنیم.
فارغ از اینکه نیاز است خبرگان این عرصه برای عرضه سهام در بورس درکنار شما باشند نیاز است کارشناسانی داشته باشید که اخبار مرتبط را دنبال و سبد گردانی مناسب برای سهم را پیش ببرند تا از سفته بازی در سهم تا جای ممکن جلوگیری شود.

 

موافقین و مخالفین ورود استارتاپ به بازار بورس چه می گویند؛

به اعتقاد مخالفین، استارتاپ ها براساس احتمالات و سنجه هایی که فقط پیش بینی شده اند اداره می شوند، در صورتی که سنجه های ورود به بورس اطلاعات و گزارشات مالی و اخر سال  است، این عمل با استارتاپ ها مغایرت دارد. در دنیا نیز استارتاپ های بزرگ نمی توانند به راحتی وارد بورس شوند مگر وقتی که به جایگاه و گزارشات عدد و ارقام قابل قبول و عینی برسند. پس ورود استارتاپ ها به بورس کاری پر ریسک و پر خطر است.

 

اما به اعتقاد موافقین با ورود استارتاپ ها به بازار بورس، سرمایه گذار ها با این چشم انداز که می توانند سرمایه خود را به نقدینگی تبدیل کنند و دوباره وارد سرمایه گذاری استارتاپی کنند، بیشتر جذب سرمایه گذاری در استارتاپ ها و رشد آن ها می شوند.

 

تپسی، اولین استارتاپ بورسی

با وجود تمام حرف و حدیث ها برای ورود استارتاپ ها به بازار بورس، سرانجام برخلاف چیزی که انتظار می رفت تپسی زودتر توانست از دیجی کالا وارد بازار بورس شود. البته در این مسیر مشکلات زیادی وجود داشت اما در نهایت یک استارتاپ در حوزه حمل و نقل توانست موانع ورود به عرصه بورس را کنار بزند.

 
منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b3-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af%d8%9f/

۰ ۰

چه اتفاقاتی در استارتاپ ویکندها رخ می دهد؟

۴۲۷ بازديد

استارتاپ ویکند چیست؟

برخی به اشتباه استارتاپ و استارتاپ ویکند را یکی می دانند در حالیکه استارتاپ ویکند یک رویداد است که خروجی اش تعدادی استارتاپ می باشد. رویدادی علمی و عملی که طی ۵۴ ساعت و در سه روزِ آخر هفته برگزار می شود و به شرکت کننده ها این امکان را می دهد که:

  1. شبکه سازی: با افرادی هم فکر که آن ها نیز خواهان ساختن چیزی جدید هستند در یک محیط غنی از مهارت، انگیزه و استعداد آَشنا شوند.
  2. اکتشاف: از مسیر کارآفرینی ای که پیش رو دارند و موقعیت فعلی خودشان در این مسیر آگاه شوند. منابع در دسترس را بشناسند و در عین حال بدانند که باید از پیش بینی قطعیِ همه ی قدم های آینده، اجتناب کنند. 
  3. یادگیری: آنچه را که در دنیای واقعی، لازمه ی راه اندازی یک کسب و کار است نه از روی کتاب و سخنرانی و پنل و … بلکه کاملا با امتحان کردن و تجربه ی واقعی یاد بگیرند.
  4. آغاز: و در نهایت ترس و گمان و بهانه را رها کرده و کاملا جدی یک کسب و کار را شروع کنند.

در واقع افرادی که استارتاپ ویکندها را سازماندهی می کنند در تلاشند محیط ایده آلی برای شرکت کننده ها فراهم سازند تا بیشترین یادگیریِ ممکن در ۵۴  ساعت اتفاق بیافتد. یک میانبر فشرده سازی شده برای آشنایی با ملزومات راه اندازی یک کسب و کارِ استارتاپی.

استارتاپ ویکندها

هدف از راه اندازی استارتاپ ویکندها و شرکت در این رویدادها چیست؟   

هدف اصلی از برگزاری این استارتاپ ویکندها، توانمندسازی افراد و آشنا کردن قشر وسیعتری از جامعه با ادبیاتِ صحیحِ استارتاپی و توسعه زیست بوم کارآفرینی و نوآوری می باشد و شتابدهنده ی ایده پردازان طی رویدادهای استارتاپی ای که برگزار کرده است، علاوه بر رعایت اهداف و استانداردهای جهانی، تمرکز زیادی بر جنبه آموزشی و کارگاهی بودنِ این رویدادها داشته است. با این باور که برای داشتن جامعه ای مولد، باید موقعیتی فراهم شود که افراد تمرینِ راه اندازی کسب و کار کرده و با مباحث نوین و خلاقانه ای که لازمه ی پیشرفت در عصر حاضر است آشنا شوند.

شرکت کننده ها نیز نباید با هدف برنده شدن وارد این فضا شوند. این کمترین چیزی است که می توان از این محیط پرانرژی و جوِّ پویا برداشت کرد. آشنایی با افرادِ ماهر در زمینه های مختلف، تمرین، یادگیری و تجربه، مهمترین چیزهایی است که شرکت کننده ها از حضور در استارتاپ ویکندها می توانند کسب کنند.

استارتاپ ویکندها

همچنین اینکه در دنیای استارتاپی هیچ چیز عجیب و غیرممکن نیست، حس ممکن بودن و نزدیک بودنِ موفقیت، حس عملی بودن و واقعی بودنِ ایده ها و آرزوها همه و همه منجربه ایجادِ روحیه ی تلاشگر و مستقل می شود. خلق این روحیه به تنهایی ارزش آفرینی محسوب می شود و تاثیر مثبت خود را در بلند مدت نشان خواهد داد.


در استارتاپ ویکندها چه اتفاقاتی رخ می دهد؟

استارتاپ ویکندها در سه روز و با برنامه هایی از پیش تعریف شده برگزار می شوند. می توان به مهمترینِ این برنامه ها که جزو لاینفک استارتاپ ویکندهای شتابدهنده ایده پردازان نیز می باشند، به شرح زیر اشاره کرد:


روز اول؛ آشنایی و تیم سازی

در روز اول استارتاپ ویکندها افراد با همدیگر، مهارت هایشان، ایده ها و کارهایی که می توانند انجام دهند آشنا می شوند و به نوعی شبکه سازی می کنند. در عرض یک دقیقه هر فردی ایده خود را به دیگران توضیح می دهد که به ارائه ی آسانسوری معروف است و طی رای گیری هایی که میان خود شرکت کننده ها صورت می گیرد، تعدادی ایده انتخاب می شوند و بعد همه شرکت کننده ها در قالب تیم هایی بر روی آن ایده ها کار می کنند.

استارتاپ ویکندها

مهمترین کاری که شرکت کننده ها در روز اول باید انجام دهند توجه به ایده های ارائه شده و شناخت افراد و مهارت هایشان است چرا که باید تصمیم بگیرند آخر هفته را می خواهند با کار کردن روی کدام ایده سپری کنند.


روز دوم؛ یاگیری و کار کردن بر روی ایده

بیشترین برداشت از محیط استارتاپی در روز دوم میسر می شود. در این روز افراد باید به کمک منتورها (مربی های کسب و کاری) روی تحقق پذیری ایده کار کنند، به فکر حل مساله باشند و پاسخ سوال هایشان را بیابند. در این روز از استارتاپ ویکندها و در خلال کار تیم ها، ورکشاپ های متنوعی از جمله رهبری تیم و ارزش کار تیمی، نحوه نوشتن و تحلیل بوم مدل کسب وکار و اعتبارسنجی محصول برگزار می شوند تا موارد مهمی را به شرکت کننده ها آموزش دهند. مواردی که آن ها باید همان جا و به عینه در کارشان اعمال کنند.

توجه داشته باشید که در انتهای روز دوم افراد باید استارت کسب و کار خود را زده باشند. از شناسایی مشتری ها گرفته تا تولید کمینه محصول پذیرفتنی (MVP-minimum viable product)  و خبر خوب اینکه منتورها و مشاورها در تمام این مراحل در کنار شرکت کننده ها هستند تا به صورت کاربردی راهنماییشان کنند.

استارتاپ ویکندها

هرچقدر که شرکت کننده ها این ورکشاپ ها و اِعمالشان در کارشان را جدی تر بگیرند، بهتر می توانند چالش های پیش ِ رو را حل کنند. نکته ی مهم به پایان رساندنِ رویداد و ارائه ی نهایی نیست بلکه اتفاقِ اصلی در فرایند تبدیلِ ایده به کسب و کار رخ می دهد، یعنی در چکش کاری ای که شرکت کننده ها روی ایده و طرز تفکرشان انجام می دهند.

روز سوم؛ ارائه و داوری

هیجان انگیزترین ساعت ها از ۵۴ ساعتِ یک استارتاپ ویکند در روز سوم آن می باشد. وقتی که شرکت کننده ها فقط ۵ دقیقه فرصت دارند نتیجه کارِ این سه روزشان را به داورها و متخصصان حوزه ارائه داده و از کارشان دفاع کنند و منتظر بمانند تا سه تیمی که از معیارهای داوری بیشترین امتیاز را کسب کرده اند اعلام شوند.

اما انتخاب سه تیم به این معنا نیست که تنها آن ها پتانسیل شکل دادن به استارتاپشان را دارند. تجربه ی شخصی من ناقضِ این امر است. چون با اینکه ما در استارتاپ ویکندی که شرکت کرده بودیم ششم شدیم، اما انسجام تیم، جدیت، تلاش و چکش کاریِ ایده باعث شد تا با موفقیت آن را به مرحله ی اجرا برسانیم و الان با گذشت یک سال از شروع کارمان شاهد رشد روز افزونش باشیم.

استارتاپ ویکندها

مخلص کلام

روحیه ی استارتاپی یعنی استمرار و امیدواری. خودتان و ایده تان را جدی بگیرید. از فرصت های بدست آمده در استارتاپ ویکندها مثل آشنایی و هم صحبتی با متخصصان و منتورهای حوزه خود نهایت استفاده را ببرید و طی این مرحله بی همرهی خضر مکنید.


منبع:
https://iphold.ir/blog/what-happens-in-startup-weekends/

۰ ۰

ایده استارتاپ خوب و جذاب شامل چه ویژگی هایی است؟

۴۵۶ بازديد

ایده استارتاپ جذاب چگونه شکل می گیرد؟

طبق تحقیقات پیدایش یک ایده استارتاپ خوب ایده ای است که بتوانیم بر اساس آن مدل کسب و کار ارائه دهیم. تعیین مدل کسب و کار به این معنی است که دقیقا مشخص کنیم، هزینه راه اندازی استارتاپ و نگهداری آن، چگونه و از کجا تامین می شود همچنین درآمدها از کجا و چگونه بدست می آیند.

اگر از ابتدا مشخص نباشد درآمد از چه طریق وچگونه بدست می آید، ایده را ناموفق و شکست خورده بدانید. هرگز به این امید نباشید که ابتدا محصول یا خدمتی را فراهم و کاربران زیادی جذب کنید و پس از آن تازه به مدل درآمدی بیاندیشید یا منتظر بمانید که شرکتی بزرگ، ایده استارتاپ شما را بخرد!

البته این بدان معنی نیست که تعداد بالای کاربر را نادیده بگیریم، برعکس ممکن است در موارد بسیاری، تعداد کاربر بالا بزرگترین عامل موفقیت اکثر استارتاپ ها باشد. ولی حتی در مواردی هم که استارتاپی قرار است محصول یا خدمتی را به صورت رایگان ارائه دهد، باز هم لازم است مدل درآمدی مشخصی داشته باشد. بعنوان مثال استارتاپ دیوار تا زمانی که تعداد کاربران آن کمتر از یک میلیون نفر بود، بیشتر خدماتش را به صورت رایگان ارائه میداد ولی اکنون به تدریج در حال ارائه خدمات به صورت پولی می باشد. با این حساب به جرات میتوان گفت این استارتاپ از ابتدا و برای این تعداد کاربر و کسب درآمد از آنها، برنامه داشته است.

یک ویژگی مهم مدل استارتاپ و کسب و کار، تکرار پذیر بودن آن است. این بدان معناست که بتوان آن را بارها و بارها اجرا و از آن کسب درآمد کرد. فرض کنید ایده ای در ذهن دارید و پس لز مدتی آن را عملی سازید و به یک مشتری ارائه دهید. حالا این سوال مطرح است که آیا میتوانید این خدمت یا محصول را به مشتریان دیگر نیز بفروشید یا خیر؟ اگر جواب شما منفی باشد شما یک پروژه دارید و نه یک استارت آپ.

مقیاس پذیری یک استارتاپ، به این معنی است که با افزایش منابع اولیه و تعداد کاربران، بتوان درآمد را افزایش داد. اگر درآمد یک استارتاپ یا مدل کسب و کار، با منابعی که برای آن هزینه می شود، نسبت معقولی نداشته باشد، آن استارتاپ یا کسب و کار مقیاس پذیر نمی باشد.


ایده استارتاپ خوب و جذاب شامل چه ویژگی هایی است؟

ایده استارتاپ جذاب و خوب ایده ای است که مشکل و نیازی از نیازهای مشتریان را رفع کند. مشکل بسیاری از ایده پردازان و استارتاپها این است که در خلاء به ایده ها می اندیشند و اینگونه تصور میکنند که این ایده میتواند برای افراد جذاب باشد و بدین منظور هزینه زیادی برای آن می پردازند، در حالیکه اینچنین ایده ها تنها بدرد خلاء میخورند.

برای رسیدن به یک ایده استارتاپ جذاب و خوب، لازم است ابتدا یک نیاز و مشکل خوب را کشف و شناسایی کنید.مشکلی که برای آن راه حل و چاره ایی دارید و یا میتوانید ارائه دهید.اگر پیدا کردن یک مشکل یا نیاز، برایتان دشوار است، از مشکلات و نیازهای خودتان و نزدیکانتان شروع کنید. نکته مهم در نظر داشتن این مساله است که، اگر شما مشکلی دارید به احتمال زیاد این مشکل،مشکل صدها و هزاران نفردیگر نیز هست و شما تنها نیستید.

افرادی که با شما در حل مشکل و نیاز خاص شریک هستند، بازار شما را تشکیل می دهند. هنگامی که شما مشکلی را حل میکنید، محصول یا خدمتی را می سازید که به آن علاقه مند هستید و نکته همین جاست. این بدین معناست که شما عاشق ایده و محصول خود هستید، از آن استفاده میکنید و از آن لذت میبرید و این بهترین راه برای ایجاد علاقه و تمایل در دیگران است.

منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84-%da%86%d9%87-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87/

۰ ۰

استارت آپ چیست

۴۱۶ بازديد

این روزها دوست‌ داران دیجیتال مارکتینگ صحبت‌های زیادی در مورد استارت‌آپ‌ها (کسب‌وکارهای نوپا و تازه تاسیس) می کنند. در این مقاله در مورد مفهوم startup و نمونه های آن آشنا خواهید شد.
استارت آپ یک شرکت است که در مرحله اول عملیات خود قرار دارد. این شرکت ها اغلب در ابتدا توسط بنیانگذاران کارآفرین خود حمایت می‌شوند و برای توسعه محصول یا خدمات مورد استفاده قرار می گیرند، زیرا بنیانگذاران آنها معتقدند برای این کار تقاضا وجود دارد. با توجه به درآمد محدود یا هزینه های بالا، اکثر این عملیات های در مقیاس کوچک در دراز مدت پایدار نیستندو بدون کمک سرمایه گذاران دوامی نخواهند داشت.

در اواخر دهه ۱۹۹۰، شایع ترین نوع شرکت استارت آپی، داتکام بود. سرمایه گذاری در این زمان بسیار آسان بود که به سبب علاقه سرمایه گذاران برای ظهور این نوع از تجارت ها بود. به زبان ساده، استارتاپ یک کسب و کاری است که قسمتی از آن مبتنی بر فناوری است. هر کسب و کار که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست، ولی همه استارتاپ‌ها به طرزی از وب، موبایل، اینترنت و تکنولوژی های جدید استفاده می‌کنند تا رشد بالایی داشته باشند و به تعداد کاربران بالایی برسند.

استارت آپ چیست؟

تعریف استارت آپ: هرچند که چارچوب مفهوم استارت آپ تقریبا ثابت است، اما برای این مفهوم تعاریفی ارائه شده است که چند نمونه از آنها را بررسی می‌کنیم:

تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA):

کسب و کاری که عموماً حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارد.

تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک:

سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار که قابل تکرار و مقیاس پذیر باشد شکل گرفته است.

تعریف استارت آپ توسط اریک ریس:

استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است. این تعریف در کتاب نوپای ناب توسط اریک ریس آورده شده است.

تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر:

عملیات تنظیم و راه اندازی یک عملیات یا حرکت


تفاوت استارتاپ و کسب‌ و کار کوچک چیست؟

در ابتدا ممکن است خیلی از ما معنی استارتاپ را معادل کسب‌وکارهای کوچک بدانیم. با اینکه از خیلی جهات، استارت آپ و کسب‌وکارهای کوچک باهم مشابه هستند، اما تفاوت‌هایی هم دارند.

  • از نظر مشابهت، هر دو شرکت‌های کوچکی هستند که تقریبا از هیچ (بدون سرمایه زیاد) ساخته شده‌اند و هدفشان این است که بخش‌های نادیده گرفته شده بازار را پر کنند. هر دو متمرکز بر رشد و سودآوری هستند و برای بقا در بازار می‌جنگند.
  • از نظر تفاوت، استارت آپ‌های ویژگی‌های متفاوتی نسبت به کسب‌وکارهای کوچک معمولی دارند. استارت آپ یک چهره جوان دارد، معمولا یک ایده تازه مطرح می‌کند و این ایده معمولا از طریق تکنولوژی‌های جدید و وابسته به اینترنت اجرا می‌شود. مزیت رقابتی در استارت آپ بسیار مهم است. چیزی که ممکن است در هر کسب‌وکار کوچکی وجود نداشته باشد. معمولا استارت آپ توانایی این را دارد که حتی رفتار و فرهنگ مصرف‌کننده را در یک جامعه تحت تاثیر قرار دهد. بهرحال از هر ۱۰ استارتاپ، معمولا فقط یکی از آنها موفق می‌شود چرا که محیط استارت آپی بسیار چالشی است.

انواع استارتاپ

استیوبِلَنک، نویسنده‌ی وب‌گاه Xconomy 5 نوع از استارت آپ های موفق را به این شکل معرفی می‌کند: (انواع استارت آپ)

  • استارت آپ سبک زندگی

استارت آپی محسوب می شود که با زندگی روزمره ما عجین شده است. به طور مثال شخصی که ماشین برقی برای تفریح خود در پارک، تهیه کرده است با ارائه آن به دیگران و دریافت مبلغی می تواند ماشین برقی خود را در سطح بالایی نگه دارد و تفریح بیشتری کند.

  • کسب و کارهای کوچک

در این نوع استارتاپ  معمولا یک خانواده مالک آن است و آن را اداره می‌کند و بیشتر برای تامین مخارج خانواده انجام می دهند.

  • استارت آپ های گسترش‌پذیر

این نوع سود و بازدهی بیشتری دارند و عموما به صورت خوشه‌های نوآور و خلاق باهم تشکیل گروه می‌دهند. به طوریکه چند ایده خوب در کنار هم یه ایده ناب تری را تشکیل می دهد.

استیو بلنک کیست؟ ( انواع استارتاپ )
انواع استارتاپ شامل: سبک زندگی، کسب‌و‌کارهای کوچک، گسترش پذیر، برای فروش، اجتماعی و کسب و کارهای بزرگ می باشد

  • استارت آپ هایی که طراحی شده اند تا به سرعت فروخته شوند

مثلا در حوزه مسکن، استارت آپی تهیه می شود که می تواند مشکل بنگاه های املاک را به سرعت حل کند. سازنده این استارت آپ هدفش فقط فروش این استارت آپ برای شرکت های بزرگ است.

  • استارت آپ های اجتماعی

هدف این استارت اپ ها فقط کسب درآمد نیست و نگاهشان بیشتر دنبال تبدیل دنیا به مکانی بهتر برای انسان ها است.

  • شرکت‌های استارت آپ بزرگ

شرکت‌های بزرگ به دلیل تغییرات در سلیقه‌ی مشتری، فناوری‌های جدید، قانون‌گذاری، رقبای جدید و … مجبور هستند تا با ایفای برنامه های جدید و استارت آپ ها نوین در میدان رقابت حضور داشته باشند.

  • استارت آپ های اجتماعی

برعکس استارتاپ‌های گسترش‌پذیر، هدف این استارتاپ‌ها این است که دنیا را تبدیل به جایی بهتر کنند، نه این‌که سهم بازار را بگیرند یا برای بنیان‌گذاران آن ثروت بسازند.

استارتاپ ویکند

استارتاپ ویکند

استارتاپ ویکند رویدادی ۵۴ ساعته در آخر هفته می‌باشد که در آن افراد در گروه های مختلف (توسعه دهندگان، مدیران کسب و کارها و …) ایده هایشان را مطرح می‌کنند. در واقع استارت آپ ویکند مکانی برای ارائه ایده هاست. داوران و شرکت های سرمایه گذاری با مشاهده ایده های مختلف تصمیم به قبول یا رد ایده ها می‌گیرند. اولین تاریخچه استارتاپ ویکند startupweekend که به نوعی اولین تاریخچه استارت آپ به شکل امروزی نیز می‌باشد، به سال ۲۰۰۷ در شهر بولدر ایالت کلرادو در آمریکا برمی‌گردد. در آن رویداد ۷۰ سرمایه گذار حضور داشتند.

منبع:
https://dmacourse.com/blog/what-is-startup/#mcetoc_1dg7ahbci0

۰ ۰

ایده چیست؟

۴۵۶ بازديد

ایده ها چگونه بوجود می آیند؟

ایده عبارت است از یک مفهوم و یا یک اثر ذهنی جدید. ایده ممکن به صورت فردی یا گروهی ارائه گردد. تفکری که مربوط به خدمات و محصولات موجود باشد ایده بشمار نمی آید، بلکه ایده یا طرح نو باید باعث ایجاد تغییر در محصول و خدمات گردد و یا محصول جدیدی را ایجاد کند.

 

ایده فردی

ایده ای است که توسط یک شخص ایده پرداز و خلاق ارائه میگردد و دسترسی به محتوای آن برای سایر افراد به جز داوران جشنواره امکان پذیر نیست.

 

ایده گروهی

ایده است که توسط یک شخص ایده پرداز به عنوان سر گروه به همراه سایر اعضای گروه به طور مشخص ارائه می شود. مالکیت معنوی ایده گروهی برای تمام اعضای گروه به صورت یکسان می باشد.

 

ایده گروهی نامشخص

ایده ای است که توسط یک شخص ایده پرداز به عنوان سرگروه به همراه ایده پردازان دیگر به صورت ناشناس جهت تکمیل و پختگی بیشتر ایده و همچنین استفاده از حداکثر قدرت و توان فکری و خلاقیت ایده پردازان، ارائه می گردد.

 

معیارهای یک ایده خلاق عبارتند از:

• سادگی (simple)

• درایت و زیرکی (smart)

• قابلیت ترسیم و ارائه crafted-well))

• آشنا و ملموس بودن (familiar)

• قابلیت استفاده در زمینه های مختلف (shareable)

• اصیل و جدید بودن (original)

• رسا و قوی بودن (resonant)

• قابلیت تغییر و انعطاف پذیری (flexible)

• چالش پذیری و ایجاد حس رقابت (challenging)

 

ایده

در صورتی که ایده ای تمام و یا اکثر معیارهای فوق را دارا باشد، یک امتیاز ویژه محسوب می گردد.

 

شاخص های کارایی ایده:

• در عین بزرگی ساده باشد

• حمایت از استراتژی های کسب و کار

• به طور مشخص و آشکاری، جدید و متمایز باشد

• قابلیت اثبات داشته باشد

• به سهولت و با سرعت خوبی قابل اجرا باشد

• با اولویت های فناوری در کشور هم راستا باشد

• از سود دهی خوبی برخوردار باشد

 

ایده ها چگونه بوجود می آیند؟

ایده یا ایده استارتاپ راهکاری است که برای رفع یک مشکل و یا یک نیاز ارائه می دهیم. اگر به افراد ایده پرداز و خلاق دقت کنیم متوجه میشویم که همه آنها در یک ویژگی مشترک هستند و آن نیاز سنجی و همچنین نکته سنجی دقیق افراد جامعه و تلاش درجهت رفع نیازها می باشد.

به عبارت دیگر دغدغه آنها شناخت نیازها و کمک به رفع آنهاست. آنها در صدد هستند تا با ایجاد طرح نو و ارائه ایده های کارساز، برای افراد دیگر آسایش و راحتی به ارمغان آورند. تمام ایده ها از طرح اولیه اختراع چرخ و یا ایده دستگاه چاپ و همچنین ایده ایجاد آیفون که جهت استفاده از یک دستگاه به جای چند دستگاه که مثلا بتوان با آن هم موسیقی گوش داد و هم عکس گرفت و هم فایل های پی دی اف و کتاب خواند، برای ایجاد راحتی و آسایش بیشتر انسانها بوجود آمده اند. در اینجا به این نکته میرسیم که نیازی که برطرف می شود مربوط به چه کسی است؟ درست است، این نیاز مربوط به همه افراد جامعه میباشد که در واقع همان مشتریان واقعی ما هستند.

 

دلیل اصلی ایده چیست؟

طبق بررسی پیدایش ، ایده پردازان با توجه به نیاز و خواسته مشتریان، طرحی جدید و جذاب ارائه می دهند. هر کارآفرین و کسب و کاری که بتواند بهتر و سریع تر نیاز و خواسته مشتری را ببیند و با ارائه طرح و ایده خود در صدد رفع آن برآید، موفق تر خواهد بود و برای جذب سرمایه گذاری نیز عملکرد بهتری خواهد داشت.

برای اینکه بتوانیم یک طرح و ایده خوب و کاربردی ارائه دهیم، باید بتوانیم خود را جای مشتری قرار دهیم و ارتباط تنگانگ و نزدیکی با مشتریان داشته باشیم، این کار باعث می شود ما در خلق ایده و استارت آپ خود بسیار موفق باشیم.

به عنوان نمونه برای اینگونه طرح ها و ایده های جدید می توانیم به ایجاد سایتهای دیجی کالا، نت برگ و تخفیفان، اسنپ، دیوار و بسیاری از کسب و کارهای نوپای دیگر اشاره کنیم که به سرعت از طرف مردم مورد قبول واقع شده و رشد کرده اند. به غیر از جذابیت یک ایده و استارتاپ نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که ایده باید توسط تیم با تجربه و شتابدهنده های مناسب اجرا گردد چراکه اگر تمامی نکات و نواقص در نظر گرفته نشود، آن طرح و ایده کم کم به فراموشی سپرده می شود.

منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/

۰ ۰

اصطلاحات استارتاپی

۴۴۴ بازديد

واژگان و اصطلاحات استارتاپی را بهتر بشناسید

اخیرا در یک رویداد استارتاپ ویکند شاهد این بودم که علاقه مندان و افراد حاضر در رویداد علاوه بر اینکه با رویداد استارتاپ ویکند آشنا نیستند، حتی با غالب اصلاحات استارتاپی نیز آشنا نبودند و همین مهم باعث شده بود که زمان زیادی از رویداد صرف آشنایی با واژگان استارتاپی شود و رسالت اصلی استارتاپ ویکند آنطور که باید و شاید محقق نگردد.
از این رو تصمیم گرفتم در این گزارش به زبان ساده و عامیانه به برخی از پرکاربردترین اصطلاحات استارتاپی بپردازم و آن ها را برای شما تعریف نمایم.


اصطلاحات استارتاپی

ایده: فکر و طرح اولیه به منظور ایجاد یک طرح تجاری، کارآفرینی و کسب و کار


استارتاپ:
 استارتاپ در واقع یک مدل تجاری جدید قابل اعتماد است که تکرار پذیر و مقیاس پذیر نیز می باشد و به منظور رفع یک یا مجموعه ای از نیازهای جامعه طراحی شده است.


استارتاپ ویکند:
 یک رویداد سه روزه از ایده سازی تا پیاده سازی نسخه اولیه طرح


تسهیل گر:
 فردی که در رویداد برنامه کار را پیش می برد، هماهنگی لازم بین منتور ها، تیم اجرایی رویداد، حاضرین و … را انجام می دهد و در نهایت افراد را به سمت بهتر کردن ایده و نمونه اولیه طرح سوق می دهد.


منتور:
 به افرادی که در کسب و کاری های خود سابقه فرایند استارتاپی یا تجاری کردن ایده ها را داشته اند و به منظور همراهی و کمک به حاضرین در استارتاپ ویکند حضور دارند.


بوم کسب و کار:
 یک ایده جهت تجاری شدن نیاز است بصورت کلی بررسی گردد و بوم کسب و کاراطلاعات لازم را به منظور اعتبارسنجی در اختیار منتور ها و صاحبان کسب و کار قرار می دهد.


اعتبار سنجی ایده:
 حدود۵۰% استارتاپ ها به این دلیل شکست می خورند که مردم به آن ها نیاز ندارند! اعتبار سنجی ایده کمک می کند تا از سرمایه گذاری روی ایده های فاقد اعتبار جلوگیری شود.


Mvp:
 نسخه اولیه از ایده که می تواند به شکل ویدئو، اپ، سایت و … باشد. این نسخه باید بتواند دغدغه اصلی شکل دهی استارتاپ را بطور کامل مرتفع نماید.


Users:
 کاربرانی که سرویس گیرنده استارتاپ شما هستند.


Customers:
 افرادی هستند که در چرخه تجاری ایده و استارتاپ، موجب کسب درآمدتان هستند.


Bootstrapping:
 بدون هزینه اولیه و بصورت خودکفا در جهت رشد استارتاپ فعالیت کردن.


Accelerators:
 شتابدهنده ها که در مرحله اول می توانند یک مبلغ محدود به تیم های استارتاپ ارائه نمایند.


Fundraising:
 جذب سرمایه به منظور رشد و پرش استارتاپ


Crowd
 Funding: سرمایه گذاری جمعی روی یک استارتاپ (مثلا دانشجو های یک دانشگاه)


Angel
 Investors: این سرمایه گذاران علاوه بر پول، حمایت معنوی، شبکه، مدیریت و … را هم در اختیار استارتاپ قرار می دهند.


Seed
 Funding: سرمایه گذاری بعد از رشد اولیه استارتاپ (قبل از سرمایه گذاری vc و پس از سرمایه گذاری شتابدهنده)


Venture Capital:
 شرکت صاحب سرمایه ای که سرمایه گذاری پر خطر (کارآفرینانه) بر روی استارتاپ های تجاری سازی شده، انجام می دهد.


ROI:
 نقطه سر به سر درآمد با سرمایه گذاری انجام شده


Pivot:
 تغییر محصول یا بازار مشتریان یا… به منظور زنده نگه داشتن استارتاپ


Exit:
 خروج سرمایه گذار یا بنیان گذار از استارتاپ


M&A:
 خرید استارتاپ توسط یک شرکت بزرگتر یا هم اندازه یا ادغام در آن


Option
 Pool: ارائه سهام تشویقی به کارمندان


Elevator
 Pitch: ارئه سریع یک ایده به سرمایه گذار که در آن صرفا باید ارزش ایده و نکات مهم را گفت


Burn
 Rate: هزینه های مشخص استارتاپ در یک مدت، مثلا هزینه ماهانه کامل یک استارتاپ


منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be%db%8c/

۰ ۰

شتاب‌ دهنده های برتر آمریکا

۴۴۹ بازديد

شتاب‌ دهنده‌ها نقشی حیاتی در ایجاد بسیاری از استارتاپ‌ها دارند. نام‌های آشنایی مانند Airbnb، Twitch، Stripe، Dropbox، Twilio، Simple، Pluto TV و ClassPass از جمله استارتاپ‌های تاثیرگذاری هستند که توسط شتاب‌ دهنده‌های مختلف تاسیس شده اند.

این ماشین‌های راه‌اندازی استارتاپ، ترکیبی از آموزش، سرمایه، فضای کار اشتراکی، پشتیبانی توسعه محصول و دسترسی به یک شبکه پشتیبانی قوی را فراهم می‌کنند. همچنین آن‌ها، شرکت‌های آماده برای سرمایه‌گذاری را به سرعت وارد این فاز می‌کنند.

جای تعجب نیست که صنعت شتاب‌دهی در دهه گذشته جهان را همچون طوفانی درنوردیده است. از سال 2008 تا 2014، تعداد شتاب‌ دهنده‌ها در ایالات متحده، هر ساله 50 درصد افزایش یافته و به نظر نمی‌رسد که این روند کاهشی به خود ببیند.

  • Y Combinator
Y Combinator در سال 2005 در Mountain View کالیفرنیا متولد شد. تیم آن‌ها از 60 کارمند تشکیل شده است و مفتخر به همکاری با بسیاری از استارتاپ‌ها هستند، از جمله استارتاپ‌هایی مانند Airbnb و Stripe.

Y Combinator بزرگترین (و شاید بهترین) شتاب‌ دهنده در کشور آمریکا است و شهرت جهانی بی‌نظیری در دنیای تکنولوژی دارد. مدیریت باور نکردنی و شبکه سرمایه‌ای گسترده را می توان از عوامل اصلی تمایز آن با دیگر شتاب‌ دهنده‌ها برشمرد.

در Y Combinator، هیچ محدودیتی برای استارتاپ‌ها در تعداد جلساتی که می‌توانند با یک مربی داشته باشند، وجود ندارد. استارتاپ‌ها امکان دسترسی به کمک‌های مختلف را دارند و حتی پس از پایان برنامه‌ی شتاب‌دهی از این کمک‌ها منتفع می‌شوند.

Y Combinator دارای یک شبکه بزرگ از فارغ التحصیلان است. همچنین یک اخلاق قوی و تیمی برای کمک به دیگر بنیان‌گذاران در Y Combinator وجود دارد. اگر شما مکانی برای اقامت در یک شهر دیگر می‌خواهید، مشاوره لازم دارید یا اتصال به یک شرکت خاص و یا هر مشکل دیگری، یک شانس خوب وجود دارد و آن این است که که فردی در شبکه، می‌تواند به شما کمک کند.
Y Combinator

  • 500Startups

500Startups، که در سال 2010 تأسیس شده، از همسایگان Y Combinator در Mountain View کالیفرنیا است. آن‌ها 59 نفر را در تیم خود دارند و به خاطر شتاب‌دهی Twilio، که بازاری به ارزش  بیش از 2.5 میلیارد دلار دارد، از بهترین‌ها شناخته می‌شوند. 500Startups، یک برنامه‌ی seed و یک سری برنامه برای سرمایه گذاری دارد، اما برنامه‌هایش به این‌ها محدود نمی‌شود. همچنین تیم آن‌ها هیجان خاصی در مورد توسعه مشارکت جهانی، ایجاد اکوسیستم‌های استارتاپی با ارزش در سراسر جهان و اجرای برنامه‌های آموزشی، کنفرانس‌ها و رویدادها دارند. چیزی که 500Startups را متفاوت می‌کند ماموریت آن‌ها برای تنوع و هم‌افزایی در دنیای استارتاپی است.

آن‌ها بنیان‌گذارانی که از زمینه‌های مختلف، جنسیت‌ها و ملیت‌های مختلف می‌آیند را می‌پذیرند و از ایده‌های آن‌ها حمایت می‌کنند. آن‌ها حتی برنامه‌ی ویژه‌ای برای افزایش تعداد بنیان‌گذاران زنی دارند که برای برنامه seed خود به 500Startups مراجعه می‌کنند. علاوه بر این، 44.5 درصد نمونه‌های خود را از اقلیت‌های نژادی تشکیل می‌دهند. آن‌ها به عنوان بخشی از تلاش خود برای تقویت گروه‌های اقلیتی، نمایندگی‌های 500Startups و جلسات همکاری را که در شهرهای سراسر جهان برگزار می‌شود، ایجاد کردند.

تنوع فقط یک استراتژی یا تاکتیک نیست. این، «ما» هستیم.
500 Startups

 

  • Techstars
Techstarsدر سال 2006 در شهر بولدر، در ایالت کلرادو متولد شد. بزرگترین برند تیم 151 نفره‌ی Techstars استارتاپ ClassPass با ارزش تقریبی 500 میلیون دلار است.  Techstars یک شبکه گسترده و جهانی دارد که مشتریان خود را با یک برنامه سه ماهه و یک مربی معتبر، خوش بین و دلسوز حمایت می‌کند. Techstars می‌خواهد اعضایش احساس کنند که از آن‌ها مراقبت می‌شود و به آن‌ها آزادی برای کار در مناسب‌ترین محیط را می‌دهد. این چیزی است که آن‌ها را بسیار منحصر به فرد می‌سازد! آنها 34 برنامه‌ براساس موقعیت مکانی تعریف کرده‌اند و که فرصت‌های زیادی را برای کارآفرینان فراهم می‌کند.

 

اکوسیستم جهانی ما شامل بنیان‌گذاران، مربیان، سرمایه‌گذاران و شرکای تجاری ما، با هم کار می‌کنند تا یک شبکه پشتیبانی فراهم کنند که در طول کارآفرینی شما ادامه پیدا کند.
Techstars

 

  • MassChallenge
MassChallenge، واقع در بوستون، ماساچوست، در سال 2010 کار خود را آغاز کرد. تیم بزرگ آن ها که از 175 نفر تشکیل شده است به شکل‌گیری بیش از 60،000 شغل در بازار جهانی، از جمله بوستون، مکزیک، سوئیس و انگلیس کمک کرده است. Localytics، برند برجسته آن‌ها، تقریبا 60 میلیون دلار ارزش پیدا کرده است.

چه چیزی باعث می‌شود این شتاب‌ دهنده‌ی موفق، از بقیه متفاوت باشد؟ علت این تمایز را می‌توان در غیرانتفاعی‌ بودن این سازمان یافت. علاوه بر این، هر ساله آن‌ها جوایزی نقدی به ارزش بیش از 2 میلیون دلار را برای حمایت از شروع کار استارتاپ‌هایشان اختصاص می‌دهند. حالا ما می‌دانیم چرا آنها خود را «استارتاپ دوست ترین» شتاب‌ دهنده در سیاره می‌نامند!

 ما، یک جامعه خلاق و الهام بخش را تصور می‌کنیم که در آن همه می‌دانند که می‌توانند آینده‌ی خود را تعریف کنند و قدرت خود را برای به حداکثر رساندن تاثیراتشان تعریف کنند. ما در حال کمک به کارآفرینان در تمامی صنایع هستیم. بدون هیچ چشم داشت و منفعتی برای خودمان.
MassChallenge

 

  • Plug and Play

 

Plug and Play در Sunnyvale کالیفرنیا، در سال 2006 متولد شد و در حال حاضر 125 کارمند دارد. آن‌ها به موفقیت هزاران استارتاپ کمک کرده‌اند که تقریبا 400 مورد از آن‌ها فضای اداری خود را در ساختمان مرکزی Plug and Play مستقر کرده‌اند. یکی از بزرگترین برندهای آن LendingClub است که بازاری به ارزش بیش از 2 میلیارد دلار دارد.  Plug and Play دارای 22 شعبه در سراسر جهان است و هدفش، ارائه تمام تجربه کارآفرینی‌اش به اعضا است. چیزی‌که باعث می‌شود آن‌ها خیلی منحصر به فرد باشند، تعداد استارتاپ‌هایی است که آن‌ها در هر سال روی آن‌ها سرمایه گذاری می‌کنند.

آن‌ها سالانه روی بیش از 100 استارتاپ  که از فضای خود انتخاب می‌کنند، سرمایه گذاری می‌کنند. آن‌ها همواره از کسانی که به این برنامه پیوسته‌اند حمایت کرده و استارتاپ‌ها را در هر اندازه‌ای و در هر مرحله از توسعه که باشند، می‌پذیرند.

منبع:
https://virgool.io/Ecomotive-ir/7-%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-edkukmjjocuh

۰ ۰

معنی استارتاپ

۴۱۳ بازديد

معنی استارتاپ چیست؟

امروزه بحثهای مرتبط با موضوعات استارتاپ و کارآفرینی بسیار داغ است و از آنجایی که استارت آپ مفهوم جدیدی است و ممکن است بسیاری از افراد با معنی درست آن آگاهی نداشته باشند، در این مقاله بر آن شدیم به بررسی معنی استارتاپ بپردازیم.

استارتاپ یا استارت آپ برگرفته شده از کلمه انگلیسی startup یا start-up بوده و معادل فارسی شرکت نوپا و تازه تاسیس معنی شده است. برای استارتاپ معانی و تعاریف مختلفی وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
واژه استارت آپ در دیکشنری وبستر به معنی یک کسب و کار جدید و نوپا است.

با اینکه در تعریف معنی استارتاپ تاکید و الزامی بر اینکه مرتبط با حوزه IT و فن آوری باشند نیست، و لیکن از آنجایی که بیشتر استارتاپ ها و شتابدهنده ها، اخیرا در ارتباط با این حوزه بنا شده اند، لذا در تعریف و معنی استارتاپ گاهی به این نکته اشاره میشود که ترجیحا مرتبط با حوزه IT و فن آوری های جدید باشد. البته این را هم باید بدانیم که هنوز هم استارتاپ هایی وجود دارند که بر پایه تکنولوژی های نوین نبوده و سنتی عمل میکنند.
طبق گفته اریک ریس (نویسنده) استارتاپ به عنوان کسب و کاری شتاب دهنده که برای ارائه کالا یا خدمتی جدید و در شرایطی نسبتا مبهم بوجود آمده است تعریف شده است.


تعریف ساده ای از استارت آپ

استارت آپ کسب و کار شتابدهنده ای است که قسمتی از آن معمولا بر پایه فن آوری اطلاعات است. البته اینگونه نیست که هر کسب و کاری که بر پایه فناوری های نوین بنا نهاده شده باشد استارتاپ لحاظ گردد، ولی اغلب استارتاپ ها و شتاب دهنده ها به گونه ای از اینترنت، وب و تکنولوژی های نوین جهت رشد بیشتر و رسیدن به تعداد کاربر بالاتر استفاده می کنند.
امروزه اغلب استارتاپ ها به دنبال مدل تجاری کسب و کاری هستند که هم مقیاس پذیر باشد و هم بتواند مشتریان و کاربران قابل توجهی را برای خود جذب کنند.


معنی استارتاپ شامل موارد زیر نیست:

استارتاپ همایش و یا یک رویداد کارآفرینی نیست.
لزوما یک اپ موبایل یا وبسایت، استارتاپ نمی باشد.
همچنین یک شرکت یا کسب و کار کوچک که در حال رشد و درآمد زایی می باشد، استارتاپ نیست.

در سایت پیدایش اگر بخواهیم تعریف جامعی برای استارتاپ ارائه دهیم می توان گفت: استارتاپ سازمانی است که با هدف تمرکز بر ایجاد یک طرح کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر بوجود امده است.

 

۵ ویژگی استارتاپ باید داشته باشد

در اینجا به چند مورد از ویژگی هایی که هر استارتاپی باید آن ها را داشته باشد اشاره خواهیم داشت؛

۱. داشتن تیم متخصص و جوان

۲. ریسک پذیر بودن

۳. قابلیت تحلیل رقبا

۴. استفاده از اینترنت برای بازاریابی

۵. توانایی خلق ایده و داشتن چشم انداز قوی

 
منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be/

۰ ۰

راز پیروزی استارتاپ های موفق چیست؟

۴۱۸ بازديد

۷ ویژگی مشترک بین استارتاپ های موفق

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید استارتاپ های موفق چه کاری انجام می دهند که شکست نمی خوردند!
در واقع ۷ ویژگی مشترک بین همه استارتاپ های موفق وجود دارد که با رعایت این نکات شما هم می توانید به راحتی به لیست استارتاپ های موفق دنیا بپیوندید و کسب و کارتان را گسترش دهید.

۱. آن ها حداقل یک محصول یا خدمت متناسب بازار دارند. (یعنی برای آن ها اهمیت دارد که مشتریان دقیقا چه محصول یا خدمتی نیاز دارند و همان را ارائه می کنند)

۲. آن ها در ابتدا با بازارهای کوچک به صورت آزمایشی شروع به کار می کنند، پس از شناسایی ویژگی های اصلی بازار هدف، محصولات و خدمات خود را ارائه می کنند.

۳. در هر موقعیت و شرایط برنامه ریزی شده و یا پیش بینی نشده ای که قرار بگیرند، همچنان پر شور و هیجان و با انگیزه به راه خودشان در راه رسیدن به اهداف قدم بر می دارند.

۴. آن ها به طور منظم و جدی کارهایشان را تحلیل می کنند و بازخورد دریافت می کنند.

۵. همیشه بر روی اهدافشان متمرکز هستند.

۶. با همه اقشار جامعه ارتباط برقرار می کنند.

۷. آن ها فرهنگ های بسیار جذابی را در مجموعه کاریشان (برای کارمندان) ایجاد می کنند، تا دچار یکنواختی و کرختی نشوند.

استارتاپ های موفق


چگونه یک استارتاپ موفق داشته باشیم؟

۱. داشتن تعهد به کاری که انجام می دهید.

۲. داشتن ایده ای که قابلیت تجاری شدن را دارا باشد. ایده ای که بتواند نیازی از جامعه را برطرف کند.

۳.داشتن رهبری با چشم انداز و مدیریت قوی و خلاقانه

۴. پیدا کردن سرمایه گذار برای تامین نیاز های استارتاپ


نمونه های جهانی استارتاپ موفق

در این بخش به نمونه از استارتاپ های موفق در سطح جهانی اشاره خواهیم داشت؛ استارتاپ هایی که در موفقیت آن ها باعث شده در سطح جهانی مشهور شوند و ارزش مالی زیادی را پیدا کنند.

– بایت دانس (ByteDance)

– دیدی چاکسینگ (Didi Chuxing)

– استرایپ (Stripe)

– اسپیسایکس (SpaceX)

– یربیانبی (Airbnb)

– کواشو (Kvashu)


منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/

۰ ۰

لیست راه های پیدا کردن سرمایه گذار استارتاپ و کسب و کار

۴۱۳ بازديد

نیاز به سرمایه گذار، نیاز هر استارتاپ

هر استارتاپ و کسب و کاری برای راه اندازی و توسعه نیاز به جذب سرمایه گذار دارد. سرمایه گذاری در استارتاپ ها عامل بقا و پیشرفت آن هاست. بنابراین یکی از اموری که هر استارت آپ و کسب و کار نوپایی باید به صورت جدی به دنبال آن باشد جذب سرمایه گذاران است. افرادی که منابع مالی و گاهی اعتبار خود را در اختیار استارت اپ قرار داده و در مراحل مختلف راه اندازی تا ارائه محصول نهایی استارتاپ با آن همراهی داشته باشند.
افرادی که در استارت اپ ها سرمایه گذاری می کنند باید به این نوع کسب و کار اعتماد کنند و آینده این کسب و کارها را روشن ارزیابی کنند تا تمایل به سرمایه گذاری در آنها وجود داشته باشند و این تمایل در تمامی مراحل راه اندازی تا به نتیجه رسیدن استارت آپ به صورت مداوم حفظ شود. جذب سرمایه گذار و کسی که منابع خود را در اختیار استارت آپ قرار دهد تا بعدها از سود آن بهره مند شود بسیار مهم است. در این رابطه استارتاپ ها باید به نکات مهمی توجه کنند که در این مقاله سعی شده است به مهمترین آنها اشاره شود.
کارهایی که استارت آپ ها باید انجام دهند تا افراد تمایل به سرمایه گذاری در استارت آپ داشته باشد می تواند شامل موارد زیر باشد:

سرمایه گذار


۱- تهیه یک لیست استراتژیک از سرمایه گذار های بالقوه و بالفعل

در اولین قدم باید لیستی از افرادی که به صورت بالقوه و بالفعل می توانند در کسب وکار شما مشارکت داشته و سرمایه گذاری کنند تهیه کنید.
این لیست را می توانید با جستجو، پرس وجو از افراد مطلع، استخدام فردی که آشنا با سرمایه گذاران و فرایند جذب سرمایه گذار است و یا تحقیق در بازار کار انجام دهید.
تا آن جا که می توانید با افراد مختلف در این مورد ارتباط برقرار کنید تا از دانسته های آنها استفاده کنید.
مخصوصا کسانی که به تازگی توانسته اند این مسیر را طی کنند و با شرایط کنونی جامعه و راه اندازی استارتاپ آشنایی کافی دارند می توانند منبع اطلاعاتی شما در رابطه با جذب سرمایه گذار باشند.


۲- برقراری ارتباط با سرمایه گذار ها

برقراری ارتباط با سرمایه گذار قدم بعدی است که می تواند در قالب ها و شکل های مختلف انجام شود. می تواند در حاشیه نشست ها و جلسات مرتبط با کسب و کار باشد، یا به صورت استفاده از معرف برای معرفی استارتاپ شما و گرفتن وقت ملاقات انجام شود.
همین طور می تواند با ارسال ایمیل یا پست الکترونیک انجام شود. تماس با وی به شرط داشتن وقت قبلی نیز گزینه مناسبی است.


۳- تشکیل جلسات با افراد سرمایه گذار

قدم بعدی برای جذب سرمایه گذار، ترتیب دادن جلساتی است که در آن بتوان به صورت حضوری و چهره به چهره با فرد مورد نظر و یا نماینده قانونی وی صحبت کرد.
در این جلسه بهتر است گزارشی از فعالیت، چشم انداز و آینده استارت اپ در اختیار سرمایه گذار قرار گیرد تا وی بتواند تصویر درستی از استارت آپ داشته باشد. در این صورت احتمال موفقیت در جذب سرمایه گذار در استارتاپ بیشتر می شود.


۴- ارائه گزارش از فعالیت ها و خدمات استارت آپ

گام بعدی آن است که در جلسه ای که سرمایه گذاران احتمالی در آن حضور دارند یا به صورت جمعی یا به صورت جلسات تک نفره با سرمایه گذار گزارشی از خدمات و فعالیت های استارت آپ و مراحلی که طی کرده است ارائه شود. در گزارشی که در قسمت قبل هم اشاره شد، باید جزییات استارت اپ، گام های مختلف، مرحله ای که هم اکنون در آن قرار دارد و نقطه ای که طراحی شده است تا به آن برسد همه موارد به صورت شفاف و واضح در قالب ارائه به شکل سخنرانی یا استفاده از پاورپوینت و ابزارهای این چنینی ارائه شود. همچنین مزیت هایی که می تواند نصیب سرمایه گذار شود به صورت ویژه مورد توجه قرار گیرد تا وی به سرمایه گذاری ترغیب شود.


۵- شبکه سازی با سرمایه گذار ها

شبکه سازی با سرمایه گذارها نیز نکته بسیار مهمی است. هر کدام از آنها می توانند معرف شما باشند تا دیگران هم در کسب و کار و استارتاپ شما سرمایه گذاری کنند. داشتن روابط عمومی و قدرت برقراری ارتباط در این زمینه بسیار مهم است.
شبکه ای که حاصل برقراری ارتباط با این افراد است هرچه بزرگتر و غنی تر باشد، امکان جذب سرمایه برای استارتاپ بیشتر می شود.


۶- قانع کردن سرمایه گذار ها برای سرمایه گذاری در استارتاپ

در این مرحله بسیار مهم است که در نتیجه ارتباطاتی که شکل گرفته است بتوان افراد را اقناع کرد که در استارتاپ و کسب و کار شما که نیاز به سرمایه گذار دارد مشارکت کنند. معمولا این نوع افراد، انسان هایی حسابگر و دقیق هستند و تا مطمئن نشوند که منابع مالی خود را در کجا سرمایه گذاری می کنند، وارد کاری نمی شوند. بنابراین قدرت اقناع در این مرحله بسیار مهم است.

منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d9%be/

۰ ۰